صبا دختري كه مي نويسد

خرید بک لینک
قطره می ترسید

به ابر گفت من می میرم اما جوابی نشنید

قطره گفت مادرم نگذار بر چنین سرنوشتی دچار شوم

ابر رهایش کرد

قطره کج شد

کشیده شد

پهن شد

سپس درخت او را در اغوش کشید

قطره به برگ گفت مادرم ....

اما پاسخی نشنید

قطره لیز خرد و در برکه فرو رفت

به برکه گفت مادرم...مادرم

باز هم صدایی نیامد

قطره خاموش شد

سپس شنید که همه قطره ها می گفتند مادرم...مادرم.....

از برکه از ابر از دریا و از توفان

سپس قطره نیست شد

صبا دختري كه مي نويسد ...

ما را در سایت صبا دختري كه مي نويسد دنبال می‌کنید

برچسب: قطره,قطره فلوکورت,قطره ورزشی,قطره تنگ کننده واژن,قطرة حب,قطره گرفتگی گوش,قطره چکان,قطره سیپلکس,قطره آب,قطره ویتاگنوس, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 4:35

بخنداسمون انقدر خندید تا دهانش جر خرد بعد ماه و ستاره ها قل خردنو افتادن پایینفاضلاب ها گرفته بود و کلاغ ها رفته بودنددیوار نفسی کشید و قولنجش را شکست کاغذ دیواری از بالا تا پایین جر خرد انگشتمو گذاشتم روی حلزونی که روی شیشه پنجره بود بعد کشیدمش پایین و صدای جیغ پنجره توی گوشم پیچیدطعم کبود زندگی از گنبد ها بیرون می زددرختان روی زمین می افتادند و نعره می کشیدند اما از دور مثل اواز گنجشک ها بودابر های خیس و تنها خودشان را روی چمن های خشک میکشیدند و اسمان کبود و خورشید قرمز را رها میکردندروی زمین گلی دراز کشیدم و صدای ملچ ملچ گل ها را شنیدمانگشتم صبا دختري كه مي نويسد ...

ما را در سایت صبا دختري كه مي نويسد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 4:35

صفحه بندی